قناعت طبع :)

دلم یک شعر میخواهد گفتن، که شاید گفته باشم پیشترها
عجب ترس خموشی دارد این دل ز خواستن های بی پروا
دل و دستم گو سیر است که نانی بر نمی گیرد
مگر از بهر نان گفتم من آن شعر ها؛ نیشتر ها
نمیدانم چه میترسد ز داشتن های افزونتر
قناعت میکند طبعم ز خواستن، بیشترها

س.س

کشمش کیف من!

باید از این به بعد غیر از جلوی پام کمی جلوتر...گوشه کنار تر... و نادیدنی تر رو هم ببینم.

داشتم رد می شدم حواسم به جلوی پام بود تا روی این پیاده رو های ناهموار زمین نخورم که یه چیزی کمی اونورتر ...گوشه تر...کنارتر منو یاد کشمشایی انداخت که صبح با خودم برداشته بودم که ضعفم زد بخورم.... چقد دوست داشتم بدم بهش.

کمی فکر کردم شاید واقعا نیازمند نباشه...ولی چرا با این حال... اونجا... . تا فکرام تموم شد از اون کنار رد شده بودم...الان که دیگه زشته برگردم و جلوش واستم و تو کیفم دنبال کشمیشام بگردم و بعد بهش بدم...بگم چی؟!! تو نگفتی ولی می دونم می خوای بفرما!!!

نه ممکنه بهش بربخوره...

این بود که تصور کردم دیدم این بهتره که عادت کنم از این به بعد غیر از جلوی پام کمی جلوتر...گوشه تر...کنار تر... رو هم ببینم و همینطور همزمان درون خودم درون کیفم و درون آدمهایی که می بینم یعنی نادیدنی تر رو هم ببینم.

کی می دونه اون نیازمند یود یا نه ... کی میدونه تو کیف من کشمش هست یا نه....کی میدونه آیا کشمش کیف من میتونست مشکل اونو اگر داشته حل کنه....شاید فقط برقراری ارتباط موثر میتونه به این سوالا جواب بده نه لزوما کشمش کیف من!

................................................................................................................................................

سفسطه:

نوشته بالا همش سفسطست

سمن خبر


"محمد درویش یکی از آشناترین وبلاگ‌های زیست‌محیطی را می‌نویسد. مهار بیابان زایی در زمینه‌ی محیط زیست و آنچه در اثر توسعه ناصحیح و بی‌برنامه بر آن می‌رود با مخاطبانش گفتگو می‌کند."(https://thebobs.com/persian/category/2013/global-media-forum-award-2013/)

و سرانجام در پی یک رقابت نفس‌گیر – به قول پرتال برگزارکننده مسابقه انتخاب بهترین فعالان آن لاین جهان – مهار بیابان‌زایی توانست عنوان محبوب‌ترین تارنما را در بین ۱۴ کاندیدای اجلاس جهانی رسانه‌ها کسب کند.


سفسطه:


آقای محمد درویش ارحمند،
تمرین های شما برای آزادی سخن را ارج نهاده وجایزه اجلاس جهانی رسانه ها را برای وبلاگ مهار بیابان زایی شما شاد باش می گویم.
به امید تمرین های بیشتر...
پایدارانه پیروز باشید.

سمانه ساعدی

"خود سانسوری، موثر ترین بیراهه است،پس بیایید آزادی سخن را تمرین کنیم" -میشل آنتی (https://thebobs.com/persian/category/2013/global-media-forum-award-2013/)

یک معلم می گفت

 

یک معلم می گفت...

که زنان مظهر عشق خدا روی زمین اند

که همی یاد خدا در دل مردم فکنند

و زنان خوشبختند که نماینده لطف بشرند

و بدان می بالند که همی مهر الهی به جان میخرند

 

آن معلم نگفت...


که زمانی مظهر عشق خدا روی زمین می افتد

که کسی نیست ز مردم که تن میت او روی زمین جمع کند

و زنان مینالند که چرا ظلم شده و نماینده زجر بشرند

و چرا نسل الهی اینچنین در خطرند

 

 

س.س   5/2/92


 


سفسطه:

1. آن معلم نامش خانم تهمتن دبیر ادبیات فارسی بود.

2. ؟

3. اینجا از اونجا درهمتره :(

4. خیلی عصبانیم...

 


ماهی آکواریوم

نمدونی چقدر دلم لک زده واسه رها نویسی. دلم می خواد بلند بلند فکر کنم.

خیلی انعطاف پذیر شدم...عجیب و قریب. هم برام جالبه هم ترسناک. جالبیش که واسه اینه که یه همچین استعدادی رو هم تو خودم کشف کردم. هیچ وقت فکر نمی کردم بتونم زیر باز یه سری مسائل برم... ولی الان با جون و دل می پذیرمشون.

یعنی محبت چه جادویی می تونه باشه که آدمو ابنفدر عوض کنه؟! اینقدر که کارهایی که ازشون تنفر داشتی انجام بدی و کارهایی رو که روزی عاشقشون بودی بذاری کنار!  چه چیزی باعث میشه نتونی رو حرف کسی که دوسش داری حرف بزنی و چون از نظر طرف مقابلت ارزشمند نیست کنارش بگذاری. یا وقتی درخواستی داشت ازت تمام انرژیتو واسش بذاری؟

دیوونگیه... یه دیوونه گی ای که الان به نظرم قشنگ میاد. شاید واسه اینکه جدیده یا اینکه...چمیدونم تا حالا تجربش نکرده بودم. ولی هر چی هست ته عقلانیتمو قلقلک میده. درست حدس زدین. بازم یه تناقض دیگه!

اینکه یه پدیده در عین خوب بودن میتونه کما بیش به همون نسبت بد هم باشه همه بستگی به تعاریف ما از خوب و بد داره و البته کاملا طبیعیه. فکر کنم اینجاست که تفاوت در مدیریت ها نقش عمده ای بازی میکنه. اینکه در مقابل یک پدیده جوری عمل کنی که هیچ چیز به هم نخوره در ضمن ایجاد رضایتمندی کنه بک هنر ظزیفه.

دوست دارم اینجوری باشم. و میشم.

گاهی فکر میکنم چقدر نقش اقتصادی کوچیکی رو تو زندگی شخصیم بازی کردم. مثل یک ماهی که آکواریمشو دنیای بزرگی میبینه. سالهای اخیر تلاشهایی برای رفعش کردم. اما طبق معمول ایده آلیسم گرایانه بوده. یعنی یه جورایی تناسب توانایی و واقعیت و ایده رعایت نشده بود. در ضمن پایداری قضیه هم یک مساله ی دیگست. که گاهی منو به شک میندازه که آیا پایداری در به انجام رسوندن یک ایده خوب و صرفا خود"پایداری" یک ایده ی دور از دسترس هست یا نه؟


سفسطه

1.همیشه ازدواج مانعی برای پیشرفت زن تلقی شده آیا داشتن این دو مقوله در کنا هم ممکنه؟ یا یکی از اون ایده آل های دست نیافتنیه منه؟

2. دوست ندارم ماهی آکواریوم باشم... دوست دارم ماهی آزاد باشم. دوست دارم رها باشم... تلاش کنم و بدونم دارم چکار می کنم

3. نمی دونم چرا یکهو یاد کتاب "ماهی سیاه کوچولو" افتادم. تم اصلیش همینه و این کتاب سالها پیش بهم معرفی شد. داستانش طولانیه ولی من یه دو ماهی میشه دانلودش کردم و تنها چند ص اولشو خوندم.

4. الن یه تصمیمی گرفتم تا اون کتابو نخونم دیگه پست نمیگذارم.
5. به امید اومدن پست جدید به همین زودی ها... .

6. الان فقط نوشتم و تصمیم دارم بدون ویرایش بپستم. فکر کنم دفعه اول باشه همچین کاری رو می کنم.

7. چه جراتمندی محقرانه ای :)


پر سا

میخرامی...

از آسمان رسیده ام,

چون پر.

می فشانی خون در رگانم،

می پرورانی سوداهای در سر.

آرامشت غوغا آفرین است:

این آرامش ...

آن آتش...

چگونه آخر؟!


(س.س/ همین الان)

کمک به زلزله زدگان تبریز

http://www.helptabriz.com/

 


سفسطه:

اقداماتی که می توانید انجام دهید را به ترتیب سادگی آن ها در زیر، ذکر می‌کنیم:

  • آدرس این وب سایت را از طریق ایمیل و شبکه های اجتماعی یا پیام کوتاه به اشتراک بگذارید.
  • اگر وب سایت یا وبلاگی دارید، با قراردادن بنرهای زیر بازدیدکننده‌های خود را برای آگاهی و کمک به زلزله زدگان راهنمایی کنید.
  • به نزدیک ترین مراکز اهدای خون مراجعه کرده و در اهدای زندگی به مجروحین سهیم بشوید. برای مشاهده آدرس مراکز اهدای خون در شهر خودتان، بر روی این لینک کلیک کنید.
  • با توجه به این که آسیب دیدگان با پای برهنه از زیر آوار بیرون آورده می شوند، فرستادن دمپایی- با کفی محکم وساده برای جابه جایی آسان برروی آوارها وخاک و...- کمک بزرگی به حساب می آید.
  • نوزادان نیاز مبرمی به شیر خشک، سرلاک، پوشک و پمادهای ضد سوختگی دارند.
  • برای کاهش بروز عفونت های زنانه، پد بهداشتی و لباس زیر را اولویتِ ارسال کمک های غیرنقدی خود قراردهید.
  • اقلامی دیگری که مورد احتیاج است عبارتند از: چادر، پتو و داروهایی مثل بروفن، دیکلوفناک، قرص ضد اسهال، آنتی بیوتیک، پودر ORS، گاز استریل، بتادین، الکل، باند، چسب زخم، سرم، ماسک و پماد سوختگی
  • با توجه به شوک ایجاد شده و آسیب های روانی حاصل از آن، حضور مددکاران و روانشناسان سهم عظیمی در کاهش درد این عزیزان وبهبود حال آنان دارد.

ممنون


ممنون که هستی

ممنون که نفس می کشی و می خندی

ممنون که واسه کم شدن فاصله ها

کمر همت کوتاه شدن می بندی



س.س/ تیر 91

باور

همیشه گفته ام ...

همیشه شنیده ای....

اما ...

اتفاق تنها لحظه ای رخ میداد

که باور داشتم مرا میشنوی...

"به تو احتیاج دارم...

با من باش"


همیشه گفته ای....

اما...

همیشه نمیشنوم ....

جز زمانی ...

که یاری ات را حس می کنم

"دوستت دارم...

یادم باش"


س.س / 14 مرداد 91


سفسطه:

1. خدایا دوست دارم

2. مرسی هستی

3. شروع دوباره خوبی بود .... مزه داد بعد از مدتها ... وبلاگیدن :)


نوروز مبارک

 

بهار اینجاست ... در خانه مهر

« . . . دیگر بچه‌ها را نمی‌دانم. ولی من حالا چند سالی است که به یاد مادر، گل سرخی را کنار کاسۀ ماهی‌های سرخ می‌گذارم و وقتی سال تحویل می‌شود گل را می‌بوسم.
و عجیب است که بوی مادر می‌دهد. . . »

نوشتاری از «هوشنگ حسامی» را در تنظیم و گفتاری رادیویی از اینجابشنوید.

منبع: سایت روایت حکات باقی


سفسطه:

۱. به افتخار سین هشتم...سین تو سین

۲.عید همگی ایدون باد

۳. هفت سینی چیده ام امسال که خود از سین هایش بی خبرم... به امید خدا...خدایا خودت سین هایش را بچین دعای تحویلش بامن.

۴. هر سال که عیدی بهم میدن میگن : سال دیگه خبری نیستا... شده قضیه مدادرنگی ها و تهدیدهاش. اما من...هنوز تهدید ها را جدی میگیرم به امید آنکه قدرلحظات را بیشتر بدانم.

۵. مواظب مدادرنگی هاتون باشین :)  )همینطور عیدی هاتون(